کسایی که ازاول بامن بودن می دونن که من چه اصراری داشتم کسی ازآشناها آدرس وبلاگمو نداشته باشه تا راحت بتونم حرفامو بنویسم .
البته به مرور به دوستان نزدیک(آقای دوست ودخترمهربون)وبعضی ازافرادفامیل که باهاشون رودربایستی وتعارف نداشتم آدرس رودادم.
واسه همین شناخته نشدن هم به اسم مستعارمی نوشتم.
ولی ..اگه یهو بفهمی هرچی" سیبیل" توشرکته مخفیانه آدرستو داشته چه حالی می شی؟؟؟
ماجراازیه وبگردی شروع شده.
اونم وبگردی خودم توشهریورماه.
آخه من چه می دونستم اون آقایی که تو وبلاگش واسش پیام گذاشتم قراره یکی دوماه بعد همکارم بشه ودقیقا روبروم بشینه؟؟؟
چندروزپیش باهم صحبت می کردیم.گفتم که وبلاگ دارم واون هم داشت.گفت آدرس وبلاگم اینه .من اما گفتم چون مطالبم شخصیه نمی تونم آدرسمو بدم.
گفت اشکالی نداره فقط خوشحال می شم برید وبرام پیام بذارید.
منم رفتم .همین که صفحه نظرات بازشد.دیدم اسم ستاره مشرقی تو نواربالاست.آدرس وبلاگم پایینش.تازه وقتی دکمه ارسالو زدم فهمیدم که آدرسمم بانظرم فرستادم!!
تازه آدرس من ازاول ذخیره بود.
آقاهه گفت ا ا ا "ستاره مشرقی"؟؟؟می شناسمش همون که عکس یه بچه گوشه صفحشه؟می خونم وبلاگشو
ای وای چرامی خونید ؟ازکی می خونید؟
ازشهریور
چرا؟؟؟چطورممکنه؟
خودتون واسم پیام گذاشته بودید.
وای بیچاره شدم..اینم نتیجه وبگردی های بی هدف
همکارم خدایی خیلی باشخصیته ها..ولی آدم معذب می شه دیگه.....یادهمه اون مطالبی که نباید یه همکارمردبدونه ولی تو وبلاگم بوده می افتم.تازه تودو روز متوالی به یه کامپیوتر دیگه هم سرزدم.
آدرسم سیو بود.
عجب ضایع بازاری!!!
آب شدم رفتم تو زمین
حالاطفلی هی می گه خانوم ناراحت نشید من زیادم نخوندمش...می گم وای آقای مدیرچی ؟اونم خوندش؟می گه نه !مطمئن باشید.ولی ازکجا مطمئن باشم
ای وای من که دیگه نمی نویسم
.
..
....
یعنی می نویسما ولی تویه وبلاگ جدید.
به محض ایجادش آدرسمو برای دوستانی که برام کامنت می ذارن یالینکن یاوبلاگشون فعاله می ذارم.
اگه خواننده گمنامی هم هست پیام بذاره تابراش بفرستم
چه پایان دردناک وغافلگیرکننده ای!!بیچاره وبلاگم بیچاره من
نظرشماچیه؟تصمیم بهتری می شه گرفت؟